پشت دانایی اردو بزنیم
روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت عاشق تر از این بودم اگر لحظه ی پرواز 2) "من باور دارم که دو انسان از قلبشان به هم متصلند، و مهم نیست که چه کار می 3) "دوستت دارم نه به خاطر اینکه چه کسی هستی، به این خاطر که وقتی با توام چه کسی 4) "زندگی به ما آموخته که عشق در نگاه خیره به یکدیگر نیست، بلکه در یک سو نگریستن 5) "در عشق حقیقی، کوتاهترین فاصله بسیار طولانی است و از طولانی ترین فاصله ها می 6) "عشق یعنی وقتی دور هستید دلتنگ شوید اما از درون احساس گرما کنید چون در قلبتان 7) "اگر هر بار که لبخند بر لبانم می نشانی، می توانستم به آسمان بروم و ستاره ای 8) "بهترین و زیباترین چیزها در دنیا قابل دیدن و لمس کردن نیستند—باید آنها را با 9) "این عشق نیست که دنیا را می چرخاند، عشق چیزی است که چرخش آنرا ارزشمند می 10) "اگر معنای عشق را می فهمم، همه به خاطر توست." – هرمان هسه مهربانم ای خوب! یاد قلبت باشد, یک نفر هست که اینجا بین آدمهایی, که همه سرد و غریبند با تو تک و تنها به تو می اندیشد و کمی دلش از دوری تو دلگیر است.... مهربانم ای خوب! یاد قلبت باشد, یک نفر هست که چشمش به رهت دوخته بر در مانده و شب و روز دعایش این است: زیر این سقف بلند, هر کجایی هستی, به سلامت باشی و دلت همواره, محو شادی و تبسم باشد.... مهربانم ای خوب! یاد قلبت باشد، یک نفر هست که دنیایش را، همه ی هستی و رویایش را, به شکوفایی احساس تو پیوند زده و دلش می خواهد, لحظه ها را با تو , به خدا بسپارد.... مهربانم ای خوب! یک نفر هست که با تو، تک و تنها, با تو پر اندیشه و شعر است و شعور! پر احساس و خیال است و سرور! مهربانم! این بار, یاد قلبت باشد یک نفر هست که با تو به خداوند جهان نزدیک است و به یادت هر صبح, گونه سبز اقاقی ها را از ته قلب و دلش می بوسد و دعا می کند این بار که تو با دلی سبز و پر از آرامش, راهی خانه خورشید شوی و پر از عاطفه و عشق و امید به شب معجزه و آبی فردا برسی.... چه کسی گفته که تو عاشق معشوقه ی خود خواهی ماند... چه کسی می داند....... که تو عشق از لب جوب آوردی.... گر ز تو در خواست کنند..محض خوشحالی معشوق بمیری.. تو که در ظاهر امر...مجنونی.....چه جوابی داری؟؟؟؟؟؟؟؟ عشق یک رابطه است..عشق در من..در تو..رابطه ای مثل درخت و سیب است.. گر که سیب افتد از آن..هیچ غمی نیست..و فقط می ماند پرسشی از تو...گر جوابی داری.. سیب کیست؟؟ پس اگر سیب بمانیم خوش است.....نه درختی مغرور!!! و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه، سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز سالها هست که آرام آرام خش خش گام تو تکرارکنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق این پندارم که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت... میبینم که همه ناز میکنند با عاشقاشون مثل گربه میچرخند و میپیچن دور پاهاشون از اینا امروز حسودیم میشه...... حسودیم میشه به این ناز کردنا به این دل بردنا لحظه های شیرینی که با همن
میبینی عشقت با من چیکار کرد؟ میبینی چه احساساتی داره منو اذیت میکنه؟ کاش بودی و میدیدی که لحظه هایم چه سرد و بی روح دارن تموم میشن به زیبایی لحظه ها هم حسودیم میشه با خیال تو هنوزم مثل هر روز و همیشه هر شب حافظه ی من پر تصویر تو میشه -------------------------------------------------- می خوام برای همیشه باهاش باشم می خوام همیشه در کنارش باشم می خوام هم گام و هم نفس روزهای تنهایش باشم می خوام پذیرای نگاه مهربانش باشم می خوام..... نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ... ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ... کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ... کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم... کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم... میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت ... انتـــــــــــــــــــــــــــــظار ... شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهيه . اما معنيش رو شايد سالها طول بکشه تا بفهمي ! تو اين کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شير مي خواد! تنهايي ، چشم براه بودن ، غم ؛غصه ، نا اميدي ، شکنجه رو حي ،دلتنگی ، صبوری ، اشک بیصدا ؛ هق هق شبونه ؛ افسردگي ، پشيموني، بي خبري و دلواپسي و .... ! براي هر کدوم از اين کلمات چند حرفي که خيلي راحت به زبون مياد و خيلي راحت روي کاغذ نوشته ميشه بايد زجر و سختي هايي رو تحمل کرد تا معاني شون رو فهميد و درست درک شون کرد !!! از انتظار ... از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار متــــــنـــــفــــــرم نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم...
سردر گم در بادها طوفانها هیاهوی زمین ناله های آسمان در مرزهای هوا میان ستارگان تو را گم کرده ام .... دیگر تاب ماندن ندارم می بینی ؟ دنیا پراست پر از چاله های خون ! وزنان خفته ... و مردانی که در مردانگی خویش گم اند ... دیگر تاب ماندن ندارم می بینی ؟ اینک رودی از موسیقی تو در خونم فرو می ریزد و چشمانم در سایه های ساکن لحظه ها به دتبال تو می چرخد ... ...تو بگو! بگو چگونه پیدایت کنم ؟ تا غروب صورتی رنگ را کودکان خندان را رنگین کمان دلم را وشگفتی وجودت را به تو نشان دهم ... تو بگو ...بگو چگونه پیدایت کنم ؟ تو يعني گونه هاي غنچه اي را
به قشنگیه یه رویا
شب آرام بر لبخند را من آرزو دارم...![]()
زیر باران غزلی خواند ، دلش تر شد و رفت
چه تفاوت که چه خورده است؟ غم دل یا سم
آنقدر غرق جنون بود که پرپر شد و رفت
روز میلاد ، همان روز که عاشق شده بود
مرگ با لحظه ی میلاد برابر شد و رفت
او کسی بود که از غرق شدن می ترسید
عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت
هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد
دختری ساده که یک روز کبوتر شد و رفت
![]()
در دست نجیب تو کلید قفسم بود
عاشق تر از این بودم اگر عطر نفسهات
در لحظه ی بی همنفسی ‚ همنفسم بود
عاشق تر از این بودم اگر فاصله ها را
این اینه ی شب زده تکرار نمی کرد
عاشق تر از این بودم اگر هق هق ما را
این سایه ی سرمازده انکار نمی کرد
با تو بهترین بودم ‚ همسایه ی خورشیدی
تو نقش تبسم را ‚ از اینه دزدیدی
عاشق تر از این بودم اگر در شب وحشت
مثل تپش پنجره نایاب نبودی
عاشق تر از این بودم اگر وقت عبورم
آنسوی سکوت پنجره خواب نبودی
عاشق تر از این بودی اگر ثانیه ها را
اندوه فراموشی من تار نمی کرد
عاشق تر از این بودی اگر این دل ساده
اسرار مرا پیش تو اقرار نمی کرد
با تو بهترین بودم ‚ همسایه ی خورشیدی
تو نقش تبسم را ‚ از اینه دزدیدی ![]()
۱) "ما نه برای یافتن فردی کامل، بلکه برای دیدن کامل یک فرد ناکامل عاشق میشویم."
– سام کین
کنید، که هستید و کجا زندگی می کنید؛ اگر مقدر شده که دو نفر با هم باشند، هیچ مرز
و مانعی بین آنها وجود نخواهد داشت." – جولیا رابرتز
میشوم." – ناشناس
است." – آنتونیو دو سنت اگزوپری
توان پل زد." –هانس نوون
به هم نزدیکید." –کی نودسن
بچینم، آسمان شب دیگر مثل کف دست بود." – ناشناس
قلبتان احساس کنید." –هلن کلر
کند." – فرانکلین پی جونز 
![]()

![]()
![]()
ای چشمهای مغرور
این روزها که جرات دیوانگی کم است
بگذار باز هم به تو برگردم
بگذار دست کم
گاهی تو را به خواب ببینم 
بگذار در خیال تو باشم
...... بگذار!
بگذریم
این روزها
خیلی دلم برای گریه تنگ است ![]()

![]()

![]()

![]()
![]()
متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد... و قبل از همه ی اینها متنفرم
![]()
همیشه تویی که تووو لحظه هام خیلی کمی....![]()
![]()
![]()

![]()
چون دنيا يه روز تموم ميشه...
![]()
نميخوام بگم که مثل گلی...
چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...
نميخوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس...
چون شب هم بالاخره تموم ميشه...
نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی...
چون اب که هميشه پاک نميمونه...
نميخوام بگم که دوستت دارم...
چون من که اصلا دوستت ندارم...

بلکه من عاشقتم


![]()







![]()
به رسم مهرباني ناز كردن
تو يعني كوچه باغ آرزو را
به روي گام ياسي باز كردن
تو يعني وسعت معصوم دل را
به معناي شكفتن هديه دادن
تو يعني بوته اي از رازقي را
ميان حجم گلداني نهادن
تو يعني جستجوي آبي عشق
تو يعني فصل پاك پونه بودن
تو يعني قصه شوق كبوتر
تو يعني لذت سبز شكفتن
تو يعني با تواضع راز دل را
به يك نيلوفر بي كينه گفتن
تو يعني وسعتي تا بي نهايت
تو يعني نغمه موزون باران
تو يعني تا ابد آيينه بودن
براي خاطر دلهاي ياران
تو يعني در حضور نيلي صبح
گلي را به بهار دل سپردن
تو يعني ارغواني گشتن و بعد
هزاران دست تنها را فشردن
تو يعني مثل شبنم عاشقانه
گلوي ياس ها را تازه كردن
تو يعني حجم روياي گلي را
ميان كهكشان اندازه كردن
تو يعني پونه را زير باران
ميان كهكشان اندازه كردن
تو يعني بي ريا چون ياس بودن
و يا به شهر شبنم ها رسيدن
تو يعني انتظار غنچه ها را
ميان شهر رويا خواب كردن
تو يعني غصه هاي زرد دل را
به رنگ نقره مهتاب كردن
تو يعني در سحرگاهي طلايي
به يك احساس تشنه آب دادن
تو يعني نسترن هاي وفا را
به رسم مهرباني تاب دادن
تو يعني غربت يك اطلسي را
ز شوق آرزو سرشار كردن
تو يعني با طلوع آبي مهر
صبور و شوق آرزو سرشار كردن
تو را آن قدر در دل مي سرايم
كه دل يعني ترا زيبا سرودن
فداي تو شقايق احساس
و روياي بي آغاز سرودن
![]()
| طراح قالب وبلاگ Pichak.net |







